حادثه 24 –مردی که با استفاده از کلاهگیس و گریم، سناریوی قتل هولناک دوستش را اجرا کرده بود و با بستری کردن خود در کمپ ترک اعتیاد، تلاش کرد ردپای جنایت را پاک کند، با تیزهوشی کارآگاهان جنایی پایتخت، دستش رو شد.
صبح پنجشنبه گذشته، چوپانی در حال چرای گوسفندانش در دامنههای کوهستانی لواسان بود که با صحنهای هولناک روبهرو شد. او در میان صخرهها، جسد مردی میانسال را دید که آثار خون روی لباسهایش وجود داشت. او وحشتزده با پلیس تماس گرفت و دقایقی بعد، کارآگاهان راهی ارتفاعات شدند. بررسیهای اولیه نشان میداد که قربانی هدف ضربات چاقو قرار گرفته و 24ساعت از مرگش میگذرد. هیچ مدرک شناساییای در جیبهای مقتول نبود، اما بررسی پروندههای افراد گمشده در اداره پلیس، گره کور این پرونده را باز کرد.
مرد گمشده
چند ساعت قبلتر، خانواده مرد میانسالی به نام حسین با مراجعه به اداره پلیس، گزارش گم شدن وی را اعلام کرده بود. به گفته خانواده حسین، وی آخرین بار سوار بر خودروی پژو پرشیای خود از خانه خارج شده بود اما دیگر برنگشته و موبایلش خاموش بود. مشخصاتی که خانواده حسین به پلیس ارائه دادند با مشخصات جسدی که در کوه، کشف شده بود مطابقت داشت. به این ترتیب خانواده حسین در پزشکی قانونی حاضر شدند و او را شناسایی کردند. در ادامه ماموران با انجام بررسیهای میدانی، در نهایت خودرو را در گوشهای از خیابان، پیدا کردند. لکههای خون که روی صندلی خودرو وجود داشت، نشان میداد که جنایت نه در کوهستان، بلکه در داخل خودروی مقتول رخ داده و قاتل پس از ارتکاب جرم، جسد را به ارتفاعات منتقل کرده است.
نقشه فرار به کمپ
تحقیقات کارآگاهان جنایی خیلی زود نتیجه داد و ردپای مردی آشنا به نام سجاد بهدست آمد. او دوست صمیمی مقتول بود که در روزهای اخیر اختلاف شدیدی با حسین پیدا کرده بود. وقتی مأموران سراغ سجاد رفتند، خانوادهاش مدعی شدند که او چند روز قبل برای ترک اعتیاد، در یکی از کمپهای ترک اعتیاد بستری شده است. این در حالی بود که سجاد مظنون اصلی پرونده، اعتیاد به موادمخدر نداشت. این مسئله ردپای سجاد را در حادثه پررنگتر میکرد. این یعنی مظنون اصلی پرونده برای ردگمکنی در کمپ بستری شده بود.
حل معما
در این شرایط، دستور بازداشت سجاد صادر و او دستگیر شد. سجاد اگرچه اصرار بر بیگناهی داشت اما با شواهد و مدارک که مواجه شد، پرده از راز جنایت برداشت. او گفت که برای انتقامجویی، نقشه قتل رفیق صمیمیاش را کشیده است. او پس از اعتراف به قتل، روانه بازداشتگاه شد و تحقیقات تکمیلی از وی ادامه دارد.
گفتوگو
سناریوی عجیب برای حذف رفیق
مرد میانسال اقرار کرد که برای قتل رفیق صمیمیاش، سناریوی عجیبی طراحی کرده است؛ او در سایتهای مختلف، نحوه به قتل رساندن و مخفی ماندن جنایت را جستوجو کرده؛ کلاهگیس خریده و خودش را گریم کرده تا دوربینهای مداربسته چهرهاش را ثبت نکنند اما در نهایت دستش رو شده است.
در ابتدا توضیح بده که چرا جان دوستت را گرفتی؟
ما سالها مثل 2برادر و خیلی روزها با هم بودیم. حسین آدم خوبی بود، اما درگیر سوءظن شده بود. چند ماه پیش در یک مهمانی، گوشیاش گم شد. از همان لحظه تمام زندگی من جهنم شد. چرا؟ چون مدام مرا متهم میکرد
و دست بردار نبود.
انگیزهات از قتل، سر همین موضوع جزئی بود؟
بله. اومدام میگفت تو گوشی را برداشتی. هرقدر به جان خانوادهام قسم میخوردم که کار من نبوده، قبول نکرد. بدتر از آن، شروع کرد به تهدید کردن. میگفت، آبرویت را میبرم، همه را خبردار میکنم که دزدی. من از این فشار روانی خسته شده بودم.
نقشه قتل را چطور کشیدی؟
3روز به آن فکر کردم. نمیخواستم ردی بماند. ابتدا در گوگل جستوجو کردم که با چه شگردی دست به جنایت بزنم. سپس یک سیمکارت اعتباری از یک کارتنخواب خریدم و با آن به حسین زنگ زدم و با او قرار ملاقات گذاشتم. قبل از رفتن به سر قرار کلاهگیس گذاشتم؛ صورتم را گریم کردم و ماسک بهداشتی گذاشتم تا اگر دوربینها تصویرم را ضبط کردند، قابل شناسایی نباشم.
تعریف کن که بعد چه شد و چطور جانش را گرفتی؟
وقتی سوار ماشینش شدم، با دیدن چهره جدید من، خندهاش گرفت. در یک لحظه به سمتش حمله کردم و با چاقو، چند ضربه به او زدم. فقط میخواستم آن صدای تهمت زدن همیشگی در ذهنم خاموش شود.
بعد از قتل چه کردی؟
جسد را در صندلی عقب قرار دادم و منتظر ماندم هوا تاریک شود تا کسی مرا نبیند. سپس جسد را در ارتفاعات لواسان رها کردم.
چرا خود را در کمپ بستری کردی؟
فکر میکردم محکم کاری میکنم و هرگز رازم فاش نخواهد شد. گفتم اگر نقش معتاد را بازی کنم و در کمپ بستری شوم، کسی به معتادی که در کمپ بستری شده، شک نمیکند اما تصورم اشتباه از آب در آمد.
آخرین اخبار «حوادث تهران» را در صفحه حوادث تهران حادثه 24 بخوانید.
کانال بله *حادثه ۲۴* را اینجا دنبال کنید