حادثه 24 - شهریور ماه در تاریخ حوادث با دستگیری کلثوم اکبری و جنایت هایی گره خورده که از عجیبترین الگوهای قتلهای زنجیرهای دنیا هستند، ازدواج با مردانی که ثروت ، حق بیمه عمر یا ارثیه دندانگیری دارند و ناگهان، قتل خاموش آنها با طمع رسیدن به ثروتشان. این زنان « بلک ویدو» یا بیوه سیاه نامیده می شوند.
بلک ویدو ، عنکبوتی است که ماده آن، جفت خود را پس از جفت گیری می کشد و حتی می خورد. در تاریخ جنایی جهان، نامهایی مانند جودی بوانو، نانی داس، لیدا ساوتارد، چیساکو کاکهی و از همه مشهورتر بل گانس با این لقب گره خوردهاند.

داستان بل گانس بیش از همه شبیه یک کابوس جنایی است.او، زنی اهل نروژ بود که به آمریکا مهاجرت کرد، مدتی بعد از مهاجرت با مدس آلبرت سورنسون ازدواج کرد، آنها سال ها با هم زندگی کردند و در این مدت سرپرستی چند کودک را به عهده گرفتند که حداقل سه تا از آنها به دلیل نامشخصی جان باختند، بیش از یک دهه از زندگی آنها گذشته بود که ناگهان یک شب خانه و فروشگاه آنها در شرایطی مرموز آتش گرفت ، زن و شوهراز بیمه پول خوبی دریافت کردند، اما سورنسون مرد و همه پول به خانم گانس رسید، مرگ در آن زمان طبیعی اعلام شد، اما بعدها مشخص شد که احتمالا پای سمی مانند سیانور در میان بوده استگانس سپس با پیتر گانس ازدواج کرد. اما پیتر نیز که کشاورزی ثروتمند بود چند ماه بعد مرد. گانس مدعی شد که وسیله ای در خانه روی گردنش افتاده و باعث مرگش شده است، او باز هم پول بیمه عمر شوهر مرده اش را دریافت کرد. بعد از آن، ماجرا وارد مرحلهای هولناک شد: گانس در آگهیهای روزنامه به دنبال مردانی برای ازدواج میگشت. مردان تنها و دارای سرمایه به مزرعه او در ایندیانا میآمدند؛ اما بسیاری از آنها دیگر هرگز از آنجا خارج نشدند.

در سال ۱۹۰۸، در حادثه ای عجیب، مزرعه گانس در آتش سوخت، در میان خاکستر، بقایای چهار جسد پیدا شد؛ سه جسد متعلق به کودکان بودند و چهارمین جسد، متعلق به زنی بیسر بود که ابتدا تصور کردند بل گانس است. اما یک سؤال بزرگ باقی ماند: اگر آن جسد متعلق به گانس بود، چرا جثهاش با او تطابق نداشت و چرا سر جسد هیچگاه پیدا نشد؟تحقیقات ادامه یافت و در اطراف مزرعه، بقایای قربانیان دیگری کشف شد؛ مردانی که با وعده ازدواج به آنجا آمده بودند، داستان بیوه سیاه نروژی زمانی ترسناکتر شد که این احتمال قوت گرفت که زنی که همه تصور میکردند در آتش سوخته، بعد از آتش زدن خانه از آنجا دور شده است و شاید تا سال ها بعد زندگی می کرده است.

در میان دیگر بیوههای سیاه، نانی داس نیز جایگاه ویژهای دارد؛ زنی که پنج بار ازدواج کرد و به قتل چهار شوهرش اعتراف کرد. آخرین شوهرش، ساموئل داس، پس از بیماری ناگهانی مرد و بررسیهای پزشکی نشان داد که مسموم شده است. داس بعدها به قتلهای دیگری نیز اعتراف کرد و به همین دلیل با لقب «مادربزرگ خندان» شناخته شد.بیوههای سیاه، در واقع زنانی نیستند که صرفاً شوهرکش باشند؛ چیزی که آنها را به این عنوان پیوند میدهد، الگوی تکرارشوندهای است که در آن عشق، ازدواج و اعتماد، قربانی قرار میگیرند.