زمان مطالعه: 5 دقیقه

نجات مرد همسرکش از چوبه دار پس از هفت سال

مردی که به اتهام قتل همسرش در جنوب تهران به مرگ محکوم شده و در یک‌قدمی مجازات بود از قصاص گریخت. خانواده مقتول اعلام کردند که به‌خاطر زندگی نوه‌هایشان و به حرمت امام هشتم از قصاص قاتل دخترشان می‌‌گذرند.
25 مرداد 1405
شناسه : 143853
منبع:
اشتراک گذاری
اشتراک گذاری با
تلگرام گوگل پلاس
لینک
https://hadese24.ir/news/143853
22+
بالا
مردی که به اتهام قتل همسرش در جنوب تهران به مرگ محکوم شده و در یک‌قدمی مجازات بود از قصاص گریخت. خانواده مقتول اعلام کردند که به‌خاطر زندگی نوه‌هایشان و به حرمت امام هشتم از قصاص قاتل دخترشان می‌‌گذرند.

حادثه 24 –مردی که به اتهام قتل همسرش در جنوب تهران به مرگ محکوم شده و در یک‌قدمی مجازات بود از قصاص گریخت. خانواده مقتول اعلام کردند که به‌خاطر زندگی نوه‌هایشان و به حرمت امام هشتم از قصاص قاتل دخترشان می‌‌گذرند.

‌نخستین برگ این پرونده جنایی 25آذر سال۱۳۹۸ ورق خورد. آن روز وقتی ساکنان ساختمانی در جنوب پایتخت صدای درگیری شدید و فریاد کمک‌خواهی از خانه همسایه شنیدند، پلیس را خبر کردند. تیمی از مأموران راهی این ساختمان شدند، اما پس از ورود به آنجا صحنه‌ تکان‌دهنده‌ای پیش روی خود دیدند. در پذیرایی جسد زنی جوان به چشم می‌خورد که شالی دور گردنش پیچیده شده بود و بررسی‌ها نشان می‌داد که به قتل رسیده است. آنچه مشخص بود یک درگیری خانوادگی رخ داده بود و عامل جنایت کسی جز شوهر این زن نبود. او که در خانه حضور داشت، بازداشت شد و درحالی‌که به‌شدت شوکه بود‌به قتل همسرش اعتراف کرد و برای تحقیقات به اداره آگاهی تهران انتقال یافت. از سوی دیگر، جسد زن جوان به پزشکی قانونی منتقل شد و تحقیقات میدانی در صحنه جرم پایان یافت.

اعترافات تکان‌دهنده

پس از انتقال متهم به اداره دهم پلیس آگاهی تهران، روند بازجویی‌ها آغاز شد. متهم در همان جلسات اولیه بازجویی، درحالی‌که به‌شدت نادم و پشیمان به‌نظر می‌رسید، جزئیات شب حادثه را تشریح کرد.

متهم گفت: مدتی بود که فکر می‌کردم همسرم قصد جانم را دارد. نمی‌دانم این فکر از کجا شروع شد، اما تصور می‌کردم او در داروهایم چیزی می‌ریزد تا من را مسموم کند یا باعث شود دچار اختلال روانی شوم. احساس می‌کردم بیمار و دچار نوعی وسواس و پارانویای شدید شده‌ام، اما هرچه کردم این افکار دست از سرم بر نمی‌داشت.

وی در ادامه بازجویی‌ها افزود: شب حادثه، دوباره همین احساس به سراغم آمد. به همسرم پرخاش کردم و او سعی می‌کرد آرامم کند، اما من در آن لحظه هیچ‌چیزی نمی‌شنیدم. آن‌قدر درگیر توهمات خودم بودم که کنترلم را از دست دادم. وقتی به‌ خودم آمدم، دیدم کار از کار گذشته است. من همسرم را با شال خفه کرده بودم و او نفس نمی‌کشید. کمی بعد همسایه‌ها که صدای فریادهای همسرم را شنیده بودند، پلیس خبر کردند و وقتی مأموران رسیدند، من حیرت‌زده بالای جسد همسرم ایستاده بودم. حالا هم به‌شدت از اشتباه مرگباری که مرتکب شده‌ام پشیمانم و عذاب وجدان دارم.

درخواست قصاص

پس از تکمیل تحقیقات مقدماتی و بازسازی صحنه جرم، پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد. با توجه به شکایت اولیای دم(پدر و مادر مقتول) که خواستار اشد مجازات برای قاتل فرزندشان بودند، جلسات دادگاه تشکیل شد. متهم در دادگاه به جنایت خود اعتراف کرد. قضات دادگاه با بررسی مستندات پرونده حکم به قصاص مرد جوان دادند. هرچند پس از صدور حکم، ‌مرد جنایتکار به آن اعتراض کرد و مدعی شد که در هنگام جنایت دچار جنون شده بود، اما پرونده به دیوان عالی کشور ارجاع شد و قضات دیوان با بررسی دقیق جوانب پرونده، مهر تأیید بر حکم صادرشده زدند. به این ترتیب با قطعی شدن رأی، سایه سنگین قصاص بر سر قاتل قرار گرفت و شمارش معکوس برای اجرای حکم آغاز شد.

معجزه‌ای در لحظه آخر

درحالی‌که پرونده روی میز دادیار شعبه سوم اجرای احکام دادسرای جنایی تهران قرار داشت و همه‌‌چیز برای اجرای حکم آماده شده بود، اعضای تیم صلح و سازش آخرین تلاش‌های خود را برای رایزنی با اولیای دم آغاز کردند. خانواده مقتول که هنوز داغدار فرزند جوانشان بودند، ‌ ابتدا هیچ تمایلی به گذشت نداشتند و اصرار داشتند که هرچه زودتر باید دامادشان پای چوبه دار برود و قصاص شود‌ اما چند روز قبل از آن اتفاق غیرمنتظره‌ای رخ داد. در آخرین جلسه صلح و سازش و پیش از اجرای حکم قصاص که همزمان شده بود با ایام پایانی ‌ماه صفر، وقتی صحبت از جایگاه والای بخشش در آموزه‌های دینی شد و نام امام رضا(ع) به میان آمد، فضای جلسه تغییر کرد. پدر و مادر مقتول که ارادت ویژه‌ای به ساحت مقدس امام هشتم داشتند، اعلام کردند که قصد دارند از قصاص دامادشان بگذرند.

آنها اعلام کردند که بعد از قتل دخترشان و زندانی شدن دامادشان، زندگی 2نوه‌شان به هم ریخته است. مادر مقتول گفت که دلش نمی‌خواهد نوه‌هایش که مادرشان را از دست داده‌‌اند، حالا پدرشان را هم از دست بدهند. او همچنین به خوابی اشاره کرد که در آن دخترش نگران آینده فرزندانش بود و همه این اتفاقات ضمن همزمانی با شب شهادت امام‌رضا(ع)‌ باعث شد که به حرمت امام رئوف، آنها از حق قانونی خود، یعنی قصاص صرف‌نظر ‌کنند. به این ترتیب، قاتل که تا یک‌قدمی مجازات رفته بود، فرصتی دوباره برای زندگی یافت؛ فرصتی که خانواده مقتول با بزرگواری و به نام امام هشتم(ع) به او هدیه داده بودند.

آخرین اخبار «حوادث تهران» را در صفحه حوادث تهران حادثه 24 بخوانید.

صفحه اینستاگرام حادثه 24 را در اینجا دنبال کنید.

ارسال نظر