زمان مطالعه: 5 دقیقه

فرشته‌ای به نام نازنین زهرا دارابی | دختر 14 ساله چند بیمار را از مرگ نجات داد

سقوط از بالکن آخرین برگ زندگی دخترنوجوان نبود و وقتی پزشکان اعلام کردند او دچار مرگ مغزی شده، خانواده‌اش رضایت دادند تا اعضای بدن او به بیماران نیازمند اهدا شود. حالا در آخرین برگ زندگی دخترنوجوان نوشته شده، او فرشته نجات بیماران نیازمند اهدای عضو شد.

جعفر پاکزاد

روزنامه نگار

03 اسفند 1404
شناسه : 133281
منبع:
اشتراک گذاری
اشتراک گذاری با
تلگرام گوگل پلاس
لینک
https://hadese24.ir/news/133281
23+
بالا
پدر نازنین زهرا حالا که چند روزی است از به خاک سپردن دخترش می‌گذرد اینطور می‌گوید: با اینکه دیگر دخترمان را نداریم و جای خالی او همیشه و همه جا احساس می‌شود اما وقتی به این فکر می‌کنیم همین الان و در همین لحظه قلبش در سینه‌ی دیگری در حال تپیدن است آرام می‌گیریم . مطئن هسم دخترم زنده است و روح بزرگ او در بدن چند هم وطن دیگرمان دمیده شده.
سقوط از بالکن آخرین برگ زندگی دخترنوجوان نبود و وقتی پزشکان اعلام کردند او دچار مرگ مغزی شده، خانواده‌اش رضایت دادند تا اعضای بدن او به بیماران نیازمند اهدا شود. حالا در آخرین برگ زندگی دخترنوجوان نوشته شده، او فرشته نجات بیماران نیازمند اهدای عضو شد.

حادثه 24 - سقوط از بالکن آخرین برگ زندگی دخترنوجوان نبود و وقتی پزشکان اعلام کردند او دچار مرگ مغزی شده، خانواده‌اش رضایت دادند تا اعضای بدن او به بیماران نیازمند اهدا شود. حالا در آخرین برگ زندگی دخترنوجوان نوشته شده، او فرشته نجات بیماران نیازمند اهدای عضو شد.

به گزارش اختصاصی حادثه 24 یکی از روزهای بهمن ماه امسال بود که خانواده دارابی در شوک بزرگی فرو رفتند و با اتفاقی هولناکی که برای نازنین زهرا دختر 14 ساله آنها روبه رو شدند. حادثه‌ای تلخ که در مقابل چشمان فریبرز پدر خانواده رخ داد و حالا که چندین روز از آن حادثه می‌گذرد خاطره تلخ آن از ذهن هیچ کس پاک نشده است.

اما آن اتفاق چه بود؟ فریبرز دارابی که این روزها داغدار مرگ دخترش نازنین زهرا است ماجرا را اینطور بازگو می‌کند:

 روز جمعه بود، حوالی ظهر در حال برگشت از سرکار به خانه بودم. وقتی وارد کوچه شدم و به چند متری خانه‌امان رسیدم در یک چشم بر هم‌زدن نازنین زهرا در مقابل چشمانم از بالکن پرت شد و به زمین خورد. با دیدن این صحنه برای چند لحظه خشکم زد. درحالی که هنوز در شوک صحنه‌ای که بودم که در مقابل چشمانم رخ داده بود خود را به بالای سرم دخترم رساندم.

او ادامه می دهد: گویا وقتی دخترم برای پهن کردم لباس به بالکن می‌رود پایش سر می خورد و به دلیل نداشتن حفاظ مناسب به پایین پرت می‌شود. وقتی خود را به بالای سر دخترم رساندم، او بیهوش شده بود و هیچ حرکتی نمی‌کرد. بلافاصله با اورژانس تماس گرفتم و درخواست کمک کردم. وقتی تکنسین‌های اورژانس متوجه شدند نازنین زهرا از طبقه پنجم به پایین پرت شده از ما خواستند هیچ کاری نکنیم و حتی کوچکترین حرکتی هم به او ندهیم.

با تماس خانواده دارابی و درخواست کمک، تکنسین‌های اورژانس خود را به محل حادثه رساندند و نازنین زهرا را به بیمارستان امام حسین (ع) محمدشهر کرج منتقل کردند.

در همان بررسی‌های اولیه پزشکی مشخص شد، شدت ضربه به سر و اندام‌های حیاتی دختر نوجوان زیاد است و برای درمان هرچه سریعتر باید به بیمارستانی مجهزتر منتقل شود. به این ترتیب بود که با تلاش کادر درمان نازنین زهرا به بیمارستان مدنی کرج منتقل شد.

با انتقال نازنین زهرا به بیمارستان، پزشکان تمام تلاش خود را کردند تا او دوباره سلامتی‌اش را به دست بیاورد اما دست سرنوشت برای او داستان دیگری نوشته بود.

فریبرز پدر نازنین زهرا می‌گوید: یک هفته صبر کردیم و دست به دعا بودیم تا شرایط دخترم بهبود پیدا کند اما متاسفانه بعد از گذشت یک هفته پزشکان اعلام کردند نازنین زهرا دچار مرگ مغزی شده و دیگر کاری از آنها برنمی‌آید. این یعنی پایان زندگی دخترم.

او ادامه می دهد: برای دخترم و آینده‌اش چه خواب هایی که ندیده بودم. دو پسر دارم و نازنین زهرا تنها دخترم بود. چراغ خانه‌ام بود و مثل یک فرشته در زندگی من و همسرم و برادرهایش به حساب می‌آید. درس خوان بود و مهربانی اش زبانزد همه. اما او دیگر جانی در بدن نداشت و به گفته پزشکان باید قبل از این دیر شود و کار از کار بگذرد برای اهدای اعضای بدنش به بیماران نیازمند تصمیم می‌گرفتیم.
فریبرز می‌گوید: با ماجرای اهدای عضو خیلی آشنا نبودیم و فقط در اخبار و فضای مجازی دیده بودیم اما فکرش را هم نمی‌کردم روزی از راه برسد و قرار باشد برای اهدای اعضای بدن دختر نازنینم اقدام کنم. این تصمیم برای ما خیلی سخت بود اما وقتی من و همسرم در این باره صحبت کردیم، همسرم گفت حالا که دخترم دیگر به زندگی باز نمی‌گردد و با اهدای اعضای بدنش می‌توانیم خوشحالی را به چندخانواده برگردانیم چرا نباید این کار را بکنیم. نتیجه همین صحبت هایمان بود که در نهایت تصمیم گرفتیم به اهدای عضو رضایت بدهیم.

به این ترتیب و با رضایت اولیای دم، نازنین زهرا از بیمارستان مدنی کرج به بیمارستان سینا تهران منتقل شد و با تلاش چند ساعته تیم پزشکی قلب ، کبد و کلیه ها دختر نوجوان به بیماران نیازمند اهدا شد تا آنها فرصت تازه ای برای ادامه زندگی پیدا کنند.

پدر نازنین زهرا حالا که چند روزی است از به خاک سپردن دخترش می‌گذرد اینطور می‌گوید: با اینکه دیگر دخترمان را نداریم و جای خالی او همیشه و همه جا احساس می‌شود اما وقتی به این فکر می‌کنیم همین الان و در همین لحظه قلبش در سینه‌ی دیگری در حال تپیدن است آرام می‌گیریم . مطئن هسم دخترم زنده است و روح بزرگ او در بدن چند هم وطن دیگرمان دمیده شده.

ارسال نظر