زمان مطالعه: 8 دقیقه

4 قاتل در زندان قزل حصار پای چوبه دار رفتند | وکیل اولیای دم حکم قصاص را اجرا نکرد | شرط عجیب اولیای دم برای بخشش قاتل

آفتاب روز چهارشنبه 24 آبان ماه طلوع نکرده بود که 4 محکوم به قصاص به سالن اجرای حکم زندان قزل حصار منتقل شدند تا به دار مجازات آویخته شوند. در آن شرایط آخرین تلاش ها برای جلب رضایت اولیای دم انجام شد که در لحظات پایانی، دو قاتل به زندگی برگشتند اما دو جنایتکار دیگر قصاص شدند.
25 آبان 1402
شناسه : 100424
منبع:
اشتراک گذاری
اشتراک گذاری با
تلگرام گوگل پلاس
لینک
https://hadese24.ir/news/100424
123+
بالا
آفتاب روز چهارشنبه 24 آبان ماه طلوع نکرده بود که 4 محکوم به قصاص به سالن اجرای حکم زندان قزل حصار منتقل شدند تا به دار مجازات آویخته شوند. در آن شرایط آخرین تلاش ها برای جلب رضایت اولیای دم انجام شد که در لحظات پایانی، دو قاتل به زندگی برگشتند اما دو جنایتکار دیگر قصاص شدند.

 

حادثه 24 - آفتاب روز چهارشنبه 24 آبان ماه طلوع نکرده بود که 4 محکوم به قصاص به سالن اجرای حکم زندان قزل حصار منتقل شدند تا به دار مجازات آویخته شوند. آنها از 24 ساعت قبل در قرنطینه به سر می بردند و همه چیز مهیا بود تا با اجرای حکمشان، پرونده آنها مختومه شود. هر 4 مرد در پرونده های جداگانه به قصاص محکوم شده بودند که حکمشان در دیوان عالی کشور تایید و پرونده شان پس از استیذان از رییس قوه قضاییه، به خان آخر رسیده بود.

در آن شرایط آخرین تلاش ها نیز برای جلب رضایت از اولیای دم انجام شد که در لحظات پایانی، دو قاتل به زندگی برگشتند اما دو جنایتکار دیگر قصاص شدند.

مرگ پایان قتل 3 نفر

اولین قاتلی که قصاص شد 24 آذر سال 93، همسر و دختر 55 روزه اش را به قتل رساند اما معمای این جنایت بعد از گذشت دو سال فاش شود. در آن زمان مرگ مادر و نوزاد مسمومیت اعلام شد و همه تصور می کردند که آنها به دلیل مسمومیت ناشی از گازگرفتگی جان خود را از دست داده اند و پرونده نیز مختومه اعلام شد. دو سال از مرگ مادر و دختر گذشت تا اینکه بعد از دو سال پدر خانواده به کلانتری گاندی رفت و گفت که قاتل همسر و فرزندش خودش بوده است. این مرد 35 ساله که مهندسی هوا و فضا داشت در بازجویی ها گفت: من و همسرم دو سال پیش از جنایت با هم آشنا شدیم و ازدواج کردیم. او کارشناس حسابداری بود و اوایل زندگی بدی نداشتم. کم کم اختلافات میان ما شروع شد چون همسرم به من مشکوک بود. یک شب اگر دیر به خانه می رفتم قهر می ‏کرد و دعوا به‌راه می‌انداخت. من دوست نداشتم بچه‌دار شویم اما او به من کلک زد و بچه دار شدیم. چندین بار وقتی باردار بود می ‏خواستم او را به قتل برسانم اما پشیمان شدم. وقتی بچه به دنیا آمد بازهم با هم دعوا ‏داشتیم. اصلا تفاهمی بین ما نبود. همین شد که تصمیم به قتل گرفتم.‏ دخترم را هم کشتم چون نمی خواستم بدون مادر، بزرگ شود.وی ادامه داد: از قبل نقشه قتل را کشیدم و ماده بیهوشی خریده بودم. آن را در شربت ویتامین همسرم ریختم. ساعت حدود ‏یک شب بود که همسرم بیهوش روی کاناپه افتاد. من در اتاق مشغول بازی با دخترم بودم که او خوابش برد. زمان اجرای نقشه ‏بود. روی صورت دخترم کیسه زباله کشیدم و با پتو خفه اش کردم. بعد سراغ همسرم رفتم و او را هم به همین شگرد به قتل رساندم. بعد ‏صحنه سازی کردم و همسر و دخترم را در اتاق خواب کنار هم گذاشتم. تا ساعت 7 صبح بالای سر اجساد بیدار بودم و بعد با ‏اورژانس تماس گرفتم. در این مدت هم مدام پیگیر پرونده بودم اما هیچ کس به من شک نکرد.‏

اما در این دو سال عذاب وجدان داشتم. دیگر خسته شده‌ام و می‌خواهم به زندان بروم و مجازات شوم. 3 بار دست به خودکشی با قرص و برق زده‌ام اما ‏متاسفانه زنده ماندم.

این مرد پس از محاکمه در دادگاه کیفری به قصاص محکوم شد و زمان زیادی طول نکشید که حکم مرگش به تایید قضات دیوان عالی کشور رسید و صبح دیروز قصاص شد. ‏

دومین قاتلی که سحرگاه دیروز پای چوبه دار رفت و قصاص شد، مردی بود که 4 سال قبل جان برادرزنش را گرفت. قاتل پس از دستگیری به قتل برادرزنش اعتراف کرد و گفت: من و همسرم با هم اختلاف داشتیم و روز حادثه من با همسرم درگیر شدم که برادرش وارد درگیری شد و من هم او را به قتل رساندم . به این ترتیب متهم که به قصاص محکوم شده بود سحرگاه دیروز با اجرای حکمش پرونده اش برای همیشه بسته شد.

گریه های نجات پخش

در کنار دو قاتلی که دیروز قصاص شدند، مرد دیگری نیز پای چوبه دار رفت تا قصاص شود. او اما خیلی بی قراری می کرد. وی به هق هق افتاده بود و بی وقفه گریه می کرد. این مرد،  9 سال قبل همسرش را به قتل رسانده بود. ماجرا از این قرار بود که چهاردهم آبان سال 93 گزارش ناپدید شدن زنی سی و چهارساله به پلیس اعلام شد. زن جوان دو سالی بود که با مردی به نام بهنام ازدواج کرده بود.

تحقیقات نشان می داد زن جوان  یک خودروی پژو 206 و یک ویلا درشمال ایران داشته که ماشینش در اختیار شوهرش بوده و به ویلا را هم شوهرش فروخته است . مظنون اصلی جنایت همسر این زن بود که بازداشت شد و در بازجویی ها به قتل اعتراف کرد. وی گفت: همسرم خانه ای با مادرش شریک بود و قرار بود بفروشد و سهمش را برای کاسبی به من بدهد اما امروز و فردا می کرد که شب حادثه با هم درگیر شدیم و او را خفه کردم . بعد هم جسدش را به باغ پدری ام در فیروزکوه بردم و در آنجا دفن کردم . بعد از این هم ویلا و ماشینش را با سند سازی به نام خودم زدم .

مرد همسرکش پس از محاکمه در دادگاه به قصاص محکوم شد و پرونده این جنایت پس از قطعی شدن حکم، به اجرای احکام دادسرای جنایی تهران فرستاده شد. نام این مرد در لیست قصاصی ها قرار گرفته بود که سحرگاه دیروز پای چوبه دار رفت. دیروز مادر مقتول که تنها ولی دم پرونده محسوب می شد، در سالن اجرا حاضر نشده و وکیلش را فرستاده بود تا وی حکم قصاص قاتل دخترش را اجرا کند. وکیل اما پای اهرم که رسید نتوانست آن را بکشد تا به زندگی قاتل پایان بدهد. او به خاطر گریه و التماس های بی وقفه قاتل دلش به رحم آمده بود که در آخرین لحظات تصمیم گرفتم به قاتل مهلت زندگی بدهد تا در فرصت دیگری مادر مقتول درباره سرنوشت قاتل تصمیم بگیرد.

در کنار این قاتل که با خوشحالی به زندگی برگشته بود، مرد دیگری بود که او هم بی وقفه گریه می کرد و فریاد می کشید تا اولیای دم به او زندگی ببخشند. چهارمین و آخرین قاتل دیروز که قرار بود قصاص شود، 6 سال قبل در درگیری جان مرد جوانی را گرفته بود. اختلاف آنها بر سر یک زمین در یکی از شهرستان های شمال غربی کشور بود. پدر و مادر قاتل و مقتول از حدود 40 سال قبل بر سر یک زمین با هم اختلاف پیدا کرده بودند و مدام درگیری داشتند. این دعوا و درگیری به فرزندشان هم کشیده شده بود تا اینکه روز حادثه قاتل و مقتول در خیابان یکدیگر را دیدند و پس از مشاجره و درگیری، به جان هم افتادند. دعوای آنها با قتل پایان یافت و عامل جنایت نیز پس از دستگیری و محاکمه به قصاص محکوم شد. با قطعی شدن رای، قاتل سحرگاه دیروز پای چوبه دار رفت.وی به اولیای دم التماس می کرد تا او را ببخشند. وی درحالیکه با گریه التماس و خواهش می کرد، با پاهای لرزان پای چوبه دار منتقل شد. در آخرین لحظات بود که اولیای دم سخت ترین تصمیم زندگیشان را گرفتند. آنها شرطی برای بخشش قاتل تعیین کردند.آنها شرط گذاشتند تا علاوه بر پرداخت دیه، قاتل و خانواده اش در محضر تعهد بدهند تا محل زندگیشان که یکی از شهرستان های شمال غربی کشور است، ترک کنند و تا 50 سال آینده نیز وارد آن شهر نشوند. قاتل نیز این شرط را قبول کرد و با گریه پای اولیای دم را بوسید. به این ترتیب وی توانست از مجازات مرگ رهایی یابد و فرصت زندگی پیدا کند.

ارسال نظر