زمان مطالعه: 7 دقیقه

پشت پرده تلخ خانواده بزرگان سینما از زبان بازیگر پیشکسوت: کسی هوای آنها ندارد

پاییز غم انگیزی برای اهالی هنر و مردم هنر دوست بود، فردوس کاویانی، آرش میراحمدی، داریوش مهرجویی و...... تا چند روز فوت هرکدام از این بازیگران و هنرمندان تیتر اخبار و خبری داغ برای فضای مجازی اما پس از مراسم خاکسپاری و مراسم یادبود دنیا به روال عادی بازگشت و همه چیز فراموش شد حتی خانواده آنها. حالا بابک نوری بازیگر سینما، تئاتر و تلوزیون از پشت پرده تلخی می گوید که بغض فروخورده چندساله اوست.

جعفر پاکزاد

روزنامه نگار

07 آبان 1402
شناسه : 100062
منبع:
اشتراک گذاری
اشتراک گذاری با
تلگرام گوگل پلاس
لینک
https://hadese24.ir/news/100062
1481+
بالا
پاییز غم انگیزی برای اهالی هنر و مردم هنر دوست بود، فردوس کاویانی، آرش میراحمدی، داریوش مهرجویی و...... تا چند روز فوت هرکدام از این بازیگران و هنرمندان تیتر اخبار و خبری داغ برای فضای مجازی اما پس از مراسم خاکسپاری و مراسم یادبود دنیا به روال عادی بازگشت و همه چیز فراموش شد حتی خانواده آنها. حالا بابک نوری بازیگر سینما، تئاتر و تلوزیون از پشت پرده تلخی می گوید که بغض فروخورده چندساله اوست.

حادثه 24 - پاییز غم انگیزی برای اهالی هنر و مردم هنر دوست بود، فردوس کاویانی، آرش میراحمدی، داریوش مهرجویی و...... تا چند روز فوت هرکدام از این بازیگران و هنرمندان تیتر اخبار و خبری داغ برای فضای مجازی اما پس از مراسم خاکسپاری و مراسم یادبود دنیا به روال عادی بازگشت و همه چیز فراموش شد حتی خانواده آنها. حالا بابک نوری بازیگر سینما، تئاتر و تلوزیون از پشت پرده تلخی می گوید که بغض فروخورده چندساله اوست.

بابک نوری را با بازی در سریال ها و فیلم های سینمایی می شناسیم. حالا او از بغضی برایمان می گوید که سالهاست آن را فروخورده است اما با مرگ استاد داریوش مهرجویی از پشت پرده تلخ خانواده بزرگان سینما می گوید.

نوری حرف هایش را با این جمله آغاز می کند: یاد گرفته ایم در هر مراسم یادبود و یا خاکسپاری بگوییم هوای هنرمندان و پیشکسوتان را بیشتر داشته باشیم اما هیچ کس نمی گوید که باید هوای خانواده بزرگان سینما را داشته باشیم.

او ادامه می دهد: این روزها شاهد هستیم که بزرگانی از سینمای ما می روند ، بزرگانی که تکرار نشدنی هستند و متاسافنه دیگر جایگزینی برای آنها نیست. پس از رفتن هر کدام از این بزرگان  به آنها می پردازیم،این پرداختن ها درحد همان مراسم یادبود و تشییع و اگر هم خیلی دوام بیاوریم تا مراسم چهلم است. اما بعد از این اتفاق ها، خانواده های این عزیزان رها می شوند، فراموش می شوند ودیگر کسی سراغشان را نمی گیرد.خانواده هایی که اگر همراهی آنها نبود شاید آدم های بزرگ و به نام سینما و تلوزیون کشورمان پله ها موفقیت را طی نمی کردند. خانواده هایی که سالها با دارایی و نداری این عزیزان زندگی کردند، با کار عجیب و غریب سینما که زمان نمی شناسند کنارآمدند.

این بازیگر ادامه می دهد: بغض فروخورده من برای امسال وپارسال نیست، برای سالهای زیادی است که شاهد بی مهری های زیادی نسبت به بزرگان هنر کشور بودم. من شاهد بودم و هستم که خانواده های این عزیزان با چه مشکلاتی دست وپنجه نرم کردند و حتی این روزها هم درگیر هستند. بارها گفته ایم، گفته ایم که باید فکر اساسی برای امنیت شغلی هنرمندان داشته باشیم.هرچند تا به امروز هیچ اتفاقی رخ نداده و فکر هم نمی کنم کاری انجام شود.دلیلش هم مشخص است، قرار است در سریال ها و  فیلم های سینمایی فقط یک سری  از همکاران ما که عزیز هم هستند فقط حضور داشته باشند  و دیگران فراموش شوند.

بابک نوری اضافه کرد: اما بحث ما خانواده هایی عزیزان و بزرگان سینما هستند که باید به آنها پرداخته شوند.حالا پس از سالها دوست دارم از خانواده هایی بگویم که پس از درگذشت هنرمند فراموش شدند.خانواده هایی مثل مشایخی، اسدزاده و.......

وی می گوید: از خانواده هرکدام از بزرگان حرف های زیادی برای گفتن دارم. مثلا خانواده استاد مشایخی که در زمان کرونا وقتی برای بستری به بیمارستان رفتند آنها را پذیرش نکردند و گفتند درصورتی این کار را می کنیم که پول به حساب بیمارستان واریز کنید. دلم می سوزد، من تا آخرین لحظه کنار استاد مشایخی بودم. همان عیدی که استاد از این دنیا رفتند آقای مشایخی بزرگ دنبال کار بودند. یک بار به او گفتم استاد دیگر وقت استراحت کردن شماست، اما حرفی به من زد که تا به امروز هروقت به خاطر می آورم قلبم از غصه به درد می آید، استاد گفتند اگر کار نکنم از کجا باید زندگی من بگذرد.

این بازیگر سینما، تئاتر و تلوزیون ادامه داد:  همان شبی که پیکر استاد مشایخی را از خانه بیرون بردند آقای مسجد جامعی از اعضای شورای شهر هم حضور داشتند. آقای مسجدجامعی به همسر استاد مشایخی گفتند آیا کاری برای انجام دادن هست. همان موقع گفتم کاش خیابانی و یا کوچه ای به نام استاد کنید. خوشبختانه با مساعدت آقای مسجدجامعی این اتفاق افتاد اما کاش این اتفاق در زمان حیات ایشان رخ می داد.

نوری گفت: نمونه دیگر استاد داریوش اسدزاده بودند. شاید باورکردنش سخت باشد،  تمام دارایی این استاد بزرگوار 1300 جلد  کتاب بود که پس از فوتشان به خانه تئاتر دادیم. یک موجودی کم تر از 100هزار تومان در یک بانک و یک موبایل. خانه استاد اجاره ای بود و همان روزی خاکسپاری صاحبخانه برای تخلیه خانه اقدام کرد و گفت تا امروز هم به خاطر استاد اسدزاده و به احترام ایشان اجازه دادم حضور داشته باشند. حالا چه کسی از همسر ایشان خبر دارد و چه کسی می داند که این روزها در یک خانه اجاره ای کوچک در قم زندگی سختی دارند.

این هنرمند کشور افزود: همیشه حمایت مالی مدنظر نیست، بگذارید مثال دیگری بزنیم، استاد محسن قاضی مرادی و همسر هنرمندشان سرکارخانم مهوش وقاری. خانم وقاری تا آخرین لحظه کنار  استاد قاضی مرادی بودند و سرهیچ کاری نرفتند.آنها زندگی را با همان پس اندازی که داشتند سپری کردنداما پس از فوت استاد کدام یک از کارگردانان و تهیه کنندگان از خانم وقاری دعوت به کار کردند. آیا نباید یشتر از قبل هوای این عزیزان را داشته باشیم. چرا مجلات و خبرگزاری ها فقط دنبال سلبریتی ها هستند. همین اواخر استاد فردوس کاویانی نازنین را به یاد بیاورید. من تا آخرین دقایق با خانواده او در تماس بودم.آیا کسی به این فکر بود که هزینه درمان استاد از کجا تامین می شود.پسر و دختر استاد کاویانی سالها ازدواج نکردند تا درکنار مادرشان از استاد به بهترین نحو مراقبت کنند. بارها خانم کاویانی از من خواستند برای پسر استاد کاری پیدا کنم تا شاید کمکی به آنها شود که متاسفانه هیچ کاری از من برنیامد.

نوری اظهار داشت: تنها جمله تکراری این است که هوای هنرمندان را داشته باشید، اما باید هوای خانواده هنرندان داشته باشیم. این بزرگان پول های سلبریتی ها را نگرفتند و با عشق کار کردند.با نجابت و بزرگی زندگی کردند .

وی ادامه اداد: متاسفانه مثال های زیادی می توانیم از وضعیت خانواده بزرگان سینما بزنیم، مثلا پس از ماجرای دردناکی برای استاد کیومرث پور احمد رخ داد، آیا تا به امروز کسی به سراغ خانواده ایشان رفته و یا به برادرشان مهرداد کیاررستمی کاری برای کارگردانی پیشنهاد شده است. اصغر شاه وردی که یکی از صدابردان به نام این کشور است را خیلی ها فراموش کرده اند. سالهاست خانواده این عزیز در کنارش هستند اما واقعا کسی به یادشان هست و ازآنها سراغی گرفته اند تا گره از مشکل آنها بازکنند.

این روزها هم در سوگ استاد مهرجویی نازنین و همسر محترمشان نشسته ایم. آیا پس از گذشت چهلم این عزیزان آیا حواسمان به دختر جوان آنها هست. او هم فراموش می شود، مثل خیلی ها، مثل استاد ناصر ملک مطیعی که حتی مصاحبه آخر او را هم اجازه پخش ندادند و او با گریه گفت دیگر ما فراموش شده ایم و به پایان خط رسیده ایم. امیدوارم همه دست به دست هم بدهیم تا پایان خط برای هنرمندان عزیز کشورمان و خانواده آنها زیبا و پر از آرامش باشد.

ارسال نظر