ناگفته های فوت بکتاش آبتین از زبان برادرش/ پاهای بکتاش بخاطر پابند کبود بود/ از عاملان فوت برادرم شکایت کرده ایم

فوت مهدی کاظمی، معروف به بکتاش آبتین، شاعر و فیلم ساز زندانی بر اثر ابتلا به بیماری کرونا بازتاب گسترده ای داشت و روایت های مختلفی از شرایط او در زندان و فوتش منتشر شد. در شرایطی که برخی نزدیکان او اعتقاد دارند در روند درمان این هنرمند کوتاهی شده اما دادستانی تهران پس از فوت او در بیانیه ای اعلام کرد در این باره همه همکاری های لازم انجام شده است. حالا با گذشت چند هفته از فوت این زندانی، برادرش آرمان کاظمی در گفتگویی اختصاصی با حادثه 24، ناگفته هایی از فوت برادرش را بازگو کرد.
تاریخ: 06 بهمن 1400
شناسه: 83515

حادثه 24 -  فوت مهدی کاظمی، معروف به بکتاش آبتین، شاعر و فیلم ساز زندانی بر اثر ابتلا به بیماری کرونا بازتاب گسترده ای داشت و روایت های مختلفی از شرایط او در زندان و فوتش منتشر شد. در شرایطی که برخی نزدیکان او اعتقاد دارند در روند درمان این هنرمند کوتاهی شده اما دادستانی تهران پس از فوت او در بیانیه ای اعلام کرد در این باره همه همکاری های لازم انجام شده است. حالا با گذشت چند هفته از فوت این زندانی، برادرش آرمان کاظمی در گفتگویی اختصاصی با حادثه 24، ناگفته هایی از فوت برادرش را بازگو کرد.

از چه زمانی بیماری شروع شد و شما در جریان قرار گرفتید؟

چیزی که می توانم بگویم این است که هر اتفاقی که برای برادرم افتاد همان چیزی بود که در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی و در بیانیه هایی که دوستانش داشتند، مثل کانون نویسندگان و زندانیانی که همبندش بودند و به شرایط او اشراف داشتند. کاملا منعکس شد. تا زمانی که برادرم در زندان بود به شرایط زندان آگاهی نداشتیم؛ چون بیرون بودیم اما بعد از طریق هم بندیان و دیگر افرادی که در زندان بودند و با توجه بیانه هایی آنها مطلع شدیم. اطلاعات ما چیزی بجز آنچه که در شبکه های اجتماعی بود نیست. بخاطر همین مهم ترین و کامل ترین روایت همان روایت هایی است که بیرون آمده و در دسترس همگان قرار گرفته است. بیشتر از آن حداقل من اطلاعی ندارم.

در مدتی که برادرتان در زندان بودند با ایشان ارتباط داشتید؟چه به صورت ملاقات حضوری یا تماس تلفنی؟

بله

برادرتان در این تماس ها شما را در جریان شرایطی که در زندان حاکم بود می گذاشتند؟

کم وبیش بله اما اطلاعاتی که ایشان به ما می داد به هیچ وجه قابل مقایسه با اطلاعاتی که بیرون می آمد نبود. ایشان اگر هم می توانست تماسی بگیرد در حد 30 ثانیه یا یک دقیقه می توانست صحبت کند. اطلاعاتی که ایشان می خواست به ما بدهد یقینا اطلاعاتی که همبندی ها و کسانی که کنارش بودند و در تمام لحظات دیدند و درک کردند که چه شرایطی بر او گذشته واقعا اطلاعات جامع و کامل تری بود. ما هرجایی هم که خواستیم صحبت کنیم دیدیم که ما می خواهیم حرفهای هم بندی هایش را تکرار کنیم. نقل قول ها به صورت رسمی و مکتوب پخش شده است.

البته اطلاعاتی که در شبکه های اجتماعی منتشر شده روایت های غیررسمی است. اما حرفهای شما بعنوان برادر ایشان رسمی و معتبر است.

اگر از نظر شما آن روایت ها غیررسمی است اما از نظر ما رسمی ترین روایت همان روایت ها است. به دلیل اینکه کسانی که در زندان بودند تنها کسانی بودند که شاهدان عینی و ملموس شرایط بودند. ما شنیدیم؛ اما آنها دیدند. وقتی که برادرم از زندان به بیمارستان منتقل شد انقدر شرایط جسمی اش بعد بود که کلمات معدودی را توانستیم از او بشنویم. زمانی است که ایشان شرایط جسمی اش طوری بود که می توانست صحبت کند و روایتی را خودش بی واسطه می توانست به ما انتقال دهد، ما می گفتیم که از خودش شنیدیم اما متاسفانه بعد از اینکه ایشان به بیمارستان رسید و ما می توانستیم صدایش را بشنویم اما ایشان نای صحبت نداشت و به سختی می توانست حرف بزند.

زمانی که به بیمارستان منتقل شدند بیماری شان در چه مرحله ای بود؟

متاسفانه شرایط خیلی وخیم بود و شرایط طوری نبود که دکتر و درمان بتواند جوابگو باشد.

برادرتان به بیماری زمینه ای هم مبتلا بودند؟

بله. همه مدارک پزشکی مربوط به بیماری های ایشان را قریب به یکسال قبل وکلای ایشان اعلام و به پرونده اضافه کردند. نوع بیماری ها هم در گواهی های پزشکی عنوان شده است.

در این مدت که برادرتان بیمار بودند اینطور گفته شد که ایشان درخواست مرخصی استعلاجی کرده اند اما مخالفت شده و ایشان برای درمان دیر از زندان به بیمارستان منتقل شده است. شما در این باره اطلاعاتی دارید؟

اطلاعاتی که ما داریم نقل قول هایی است که از دیگران شنیده ایم و خودمان به عینه چیزی را مشاهده نکردیم اما با روایتی که هم بندی های شان اعلام کردند شروع علائم بیماری ایشان 6 آذرماه بود در حالی که مرخصی ایشان 22 اذرماه صادر شده است.

عکس معروفی از برادر شما در شبکه های اجتماعی منتشر شده که او را با پابند روی تخت بیمارستان نشان می دهد. این عکس مربوط به چه زمانی است؟

برادر من دفعه قبلی که از زندان برای درمان به بیمارستان منتقل شده بود به ایشان پابند وصل کرده بودند. نمی دانم چه کسی از ایشان عکس گرفته بود اما این عکس پخش شد. دفعه اخیر که باز از زندان به بیمارستان طالقانی اعزام شدند متاسفانه این بار هم به ایشان پابند زدند. پابندی که این دفعه زده بودند طوری بود که حتی بعد از اینکه ما توانستیم مرخصی بگیریم و ایشان را از روز 22 آذرماه منتقل کردیم به بیمارستان خصوصی بابت درمان، تا چند روز همسر برادرم یکی از کارهایی که انجام می داد با پماد جای پابندی را که در بیمارستان قبلی ایجاد شده بود می مالید تا کبودی و زخم و خون مردگی های قبلی را التیام دهد. متاسفانه فضا طوری شده که اگر جایی عکس باشد انگار اتفاقی افتاده و اگر عکس نباشد انگار که اتفاقی نیفتاده است. در حالی که برادرم را دفعه دوم در شرایط سخت تری پابند زدند. دفعه اولی که به برادرم پابند زده بودند، پابند او را محدود کرده بود اما دفعه دوم پابندی که به او زده بودند نه تنها ایشان را محدود کرده بود بلکه به شدت به لحاظ فکری و روحی تحت تاثیر قرار داده بود و استرس مضاعفی به او وارد کرده بود. برادرم در شرایطی در بیمارستان طالقانی بستری بود که بیماری اوج گرفته بود و ایشان امکان دستشویی رفتن نداشت و به او سوند پزشکی وصل بود. بیماری که به او سوند وصل شده یقینا اگر قابلیت این را داشت که بتواند حرکت کند به او سوند وصل نمی کردند. ولی با این حال ایشان را به تخت پایند زده و زنجیر کرده بودند.

اینطور که از صحبت های شما برمی آید اعتقاد دارید که درباره بیماری و فوت برادرتان کوتاهی شده است. آیا قرار است در این باره شکایت و موضوع را پیگیری کنید؟

این کار را کردیم و یقینا پیگیری خواهیم کرد.

 

در همین رابطه