حادثه 24 –جاماندن تلفن همراه در خانه زن میانسال، مأموران را به نوجوانی رساند که پس از سرقت طلاها، این زن را تا یک قدمی مرگ برده بود.
چند روز قبل، دختر جوانی وقتی از محل کار به خانهشان در شمال تهران برگشت با صحنه هولناکی روبهرو شد. وسایل خانه بههم ریخته و مادرش غرق در خون روی زمین افتاده بود. زن میانسال هدف ضربههای چاقو قرار گرفته و دستوپایش نیز بسته بود، اما هنوز نفس میکشید. در این شرایط ماجرا به اورژانس و پلیس گزارش شد.
زن میانسال به بیمارستان منتقل شد و پلیس با حضور در محل سرقت، تحقیقات خود را آغاز کرد. بررسیهای اولیه نشان میداد که 2سارق نقابدار با اطلاع از وضع مالی زن میانسال، وارد خانه او شدهاند. آنها پس از بستن دستوپای زن، او را با چاقو هدف ضربههایی قرار داده و سپس النگوهایش را از دستش بریدهاند. سارقان علاوه بر النگوها، دیگر طلاهای این زن را نیز سرقت کرده و با عجله از خانه گریخته بودند.
درحالیکه پزشکان موفق شده بودند زن میانسال را از یک قدمی مرگ به زندگی برگردانند، تحقیقات کارآگاهان پلیس آگاهی تهران برای یافتن ردی از دزدان بیرحم به مهمترین سرنخ پرونده رسید. یک گوشی تلفن همراه در محل سرقت و زیر مبلها که متعلق به زن میانسال و دخترش نبود و پلیس شک نداشت گوشی یکی از سارقان است که در محل جرم جا مانده است. مأموران با انجام بررسیهای تخصصی، صاحب تلفن را شناسایی کردند و طی آن مشخص شد این تلفن متعلق به پسر 16سالهای است که بهعنوان کارگر در یک میوهفروشی در آن حوالی کار میکرده است.
تحقیقات نشان میداد که این نوجوان پیش از حادثه، برای زن میانسال میوه میبرده و با رفتوآمد به خانه او، از وضعیت مالی و محل نگهداری طلاها باخبر شده است. مأموران پس از شناسایی مخفیگاه او، وی را دستگیر کردند. متهم در بازجوییهای اولیه ابتدا سعی میکرد ماجرا را انکار کند، اما سرانجام به سرقت خونین و وارد کردن ضربههای چاقو اعتراف کرد. در ادامه، مأموران دریافتند که او تنها نبوده و یکی از دوستانش که نوجوانی همسن و سال خودش بوده نیز در این نقشه دست داشته است. در این شرایط تلاش برای دستگیری همدست او زیر نظر بازپرس دادسرای ویژه سرقت ادامه دارد.
گفت و گو
متهم که سال گذشته بهصورت قاچاقی وارد ایران شده، میگوید که برای اجرای این سرقت تهدید شده و تصور میکرده که زن میانسال را به قتل رسانده است.
چند سالته و چند وقته که در ایران زندگی میکنی؟
۱۶ سال دارم. سال گذشته بهصورت قاچاقی وارد ایران شدم. از مرز تا تهران را در صندوق عقب یک خودرو سپری کردم و بعد از رسیدن به تهران، مدتی در خانه یکی از آشنایانم ماندم.
چطور با زن میانسال آشنا شدی؟
در یک میوهفروشی کار میکردم. چندبار برای آن زن میوه میبردم؛ کمکم متوجه شدم که او تنها زندگی میکند و طلا دارد. دوستانم هم میدانستند او وضع مالی خوبی دارد.
همین موجب شد تا نقشه دستبرد به خانهاش را طراحی کنی؟
یکی از همشهریانم من را به یک دورهمی دعوت کرد و در آنجا مشروبات الکلی مصرف کردیم. آن شب من حالت عادی نداشتم و دوستانم از من فیلم سیاه گرفتند و چند روز بعد گفتند باید به خانه زن ثروتمند دستبرد بزنم و طلاهایش را سرقت کنم. آنها تهدید کردند که اگر در سرقت خانه آن زن کمکشان نکنم، فیلم سیاهی را که از من تهیه کردهاند در فضای مجازی منتشر میکنند و آبرویم را میبرند. من هم از ترس آبروریزی، مجبور شدم نقشه سرقت را با همدستی دوستم اجرا کنم.
چرا با چاقو، طعمهتان را تا پرتگاه مرگ پیش بردی؟
قرار بود فقط او را بترسانیم و دستوپایش را ببندیم تا بتوانیم طلاهایش را برداریم اما او مقاومت کرد و احساس میکنم من را از روی صدایم شناخت. من هم ناچار شدم با چاقو به جانش بیفتم و او را به قتل برسانم تا لو نروم.
تعریف کن آن روز چه اتفاقی افتاد؟
ابتدا من به بهانه اینکه نذری آوردهام، وارد خانه زن میانسال شدم و بعد در را روی همدستم باز گذاشتم و او وارد شد. سپس ما دستوپای زن را بستیم اما او از صدای من متوجه شد چهکسی هستم و گفت من را میشناسد. ترسیدم اگر من را معرفی کند، دستگیر شوم؛ دوستم چاقو داشت و من هم با آن زن درگیر شدم. چند ضربه به او زدم و بعد النگوها و طلاهایش را سرقت کردیم.
چرا تلفن همراهتان را در خانه این زن جا گذاشتید؟
خیلی دستپاچه شده بودم. صدای رفتوآمد میآمد و فکر میکردم پلیس رسیده؛ با عجله فرار کردیم و تلفنم را جا گذاشتم.
آخرین اخبار «حوادث تهران» را در صفحه حوادث تهران حادثه 24 بخوانید.
صفحه اینستاگرام حادثه 24 را در اینجا دنبال کنید.