حادثه 24 –فردی که با خودروی اجارهای زنی را مسموم و از او سرقت کرده بود، از سوی پلیس مشهد دستگیر شد.
حوالی ساعت ۲۱:۳۰ دو خانواده هنگام بازگشت به خانه شان در بولوار فرودگاه، متوجه زنی میان سال شدند که در حاشیه خیابان روی زمین افتاده بود. یکی از زنان جلو رفت و پس از چندبار صدا زدن، متوجه شد که این فرد زنده ولی بی حال است. آنها بلافاصله موضوع را به پلیس و اورژانس اعلام کردند.
با ثبت گزارش پیدا شدن زن میان سال بیهوشی در خیابان، سرهنگ عباس عطایی، رئیس کلانتری کوی پلیس، با صدور دستوراتی تخصصی به همراه تیمی از مأموران این مرکز به محل حادثه رفتند. هم زمان با حضور مأموران، امدادگران اورژانس نیز به محل رسیدند و زن را که تنفسش ضعیف بود، به بیمارستان منتقل کردند.
اگرچه هنوز مشخص نبود سبب بیهوشی زن در خیابان چه بوده است، با توجه به اینکه زن گوشی و کیف پول به همراه نداشت، پلیس با فرضیه وقوع جرم تحقیقاتش را آغاز کرد. هرچند در خلال تحقیقات پلیس، سرنخی درباره این زن به دست نیامد، اما مأموران در تحقیقات میدانی به تصاویر تعدادی دوربین مداربسته دست پیدا کردند که محل رها شدن زن را پوشش میداد. هنوز این تصاویر مورد بازبینی قرار نگرفته بود که از بیمارستان خبر رسید که آزمایشها نشان داده است زن میان سال بر اثر خوردن مقادیر زیادی داروی بیهوشی مسموم شده است.
هوا روشن شده، اما ذرهای از ابهامات این پرونده کاسته نشده بود. بازبینی تصاویر ادامه داشت، تا اینکه زن به هوش آمد. با حضور مأموران در بیمارستان و آغاز تحقیقات، زن میان سال هرچند هنوز نمیتوانست همکاری کند، توانست شماره تلفن دخترش را به یاد بیاورد.
زن پس از به هوش آمدن توانست با گروه درمان و تیم تحقیق گفتوگو کند. زن میان سال که پنجاه و پنج ساله بود، وقتی شنید در محدوده بولوار فرودگاه بیهوش پیدا شده است، با تعجب گفت: «من نمیدانم کی به آنجا رفتهام. من ساکن گلبهار هستم.»
او چند دقیقه فکر کرد و انگار جرقهای در ذهنش زده شده باشد، به مأموران توضیح داد: «برای تکمیل جهیزیه دخترم به مشهد آمده بودم. صبح زود از کارگاه تولیدی جاکفشی در خیابان طرحچی به من خبر دادند که جاکفشی دخترم آماده است. با خوشحالی برای آمدن به مشهد، در گلبهار سوار ماشین ساینای سفیدی شدم که دو مسافر دیگر هم داشت.
راننده مردی جوان و بسیار با شخصیت بود، حداقل رفتارش این طور نشان میداد. او در طول سفر، از ترافیک گرفته تا موضوع تورم با من و مسافران دیگر حرف زد. وقتی به نزدیکی مشهد رسیدیم، دو مسافر دیگر از ماشین پیاده شدند. پس از رفتن آن ها، پرسید: «مادر، مقصد بعدی شما کجاست؟» من هم گفتم که برای جهیزیه دخترم یک جاکفشی در خیابان طرحچی سفارش دادهام و باید آن را بگیرم و به خیابان گاز ببرم.»
زن که انگار تازه دلیل محبتهای راننده را فهمیده بود، ادامه داد: «راننده گفت در این هوای گرم اذیت میشوید که چند تاکسی عوض کنید. من خودم با کرایه کم شما را میرسانم. من هم با خوشحالی پذیرفتم. با همان ماشین به کارگاه نجاری رفتیم. من وارد کارگاه شدم و این جوان هم به دنبال من آمد.
با کمک راننده، ما جاکفشی را داخل ماشین گذاشتیم، راننده گفت: «اجازه بدهید برای بستن جاکفشی از یک خرازی کش بخرم.» من که از محبت راننده خوشحال بودم و البته به او مظنون هم شده بودم، از این مرد جوان خواستم برای من یک آب میوه انار بخرد، چون فشارم بالا رفته بود. راننده حدود پنج دقیقه بعد با کش و یک آب میوه برگشت. راننده جاکفشی را با کشی که خریده بود، بست و سوار ماشین شدیم. تنها چیزی که بعد از آن به یادم میآید، این است که آدرس خانه دخترم را به او دادم و آب میوه را خوردم.»
پس از حضور خانواده زن در بیمارستان مشخص شد که علاوه بر جاکفشی، گوشی همراه، گردنبند، النگو و گوشواره زن که حدود ۴۰۰ میلیون تومان ارزش داشت، به همراه مبالغی پول نقد او به سرقت رفته است.
هم زمان با اعلام این فهرست، مأموران به سراغ کارگاه نجاری رفتند و به بازبینی تصاویر دوربینهای مداربسته آنجا پرداختند. در بازبینی این تصاویر مأموران موفق به ثبت خودروی ساینای سفید رنگی شدند که زن میان سال در آن سوار بود. تیم تحقیق بلافاصله تصویر خودرو و راننده اش را به زن میان سال نشان داد. زن که هوشیاری اش را به دست آورده بود، در حال ترخیص از مرکز درمانی با مشاهده تصاویر به دست آمده در کنار چند تصویر دیگر، خودروی ساینا و متهم اصلی را شناسایی کرد. نکته درخورتوجه برای مأموران این بود که خودروی مورد نظر به نام زن جوانی بود که هیچ نکته منفی در سوابقش مشاهده نمیشد.
در ادامه، زن جوانی که مالک خودرو بود، شناسایی و به کلانتری کوی پلیس احضار شد. زن پس از حضور در کلانتری با شنیدن اتفاقی که در خودروی او افتاده بود، شوکه شد. او در واکنش به این اتهامات، به مأموران گفت: «خودروی من در اختیار یک شرکت کرایهای است و آنها خودروی مرا به دیگران کرایه میدهند.» زن مأموران را به شرکتی که خودرو اش را در آنجا گذاشته بود، هدایت کرد.
پس از حضور تیم تحقیق در این شرکت، مدیر این مجموعه بلافاصله سوابق خودروی ساینا را به مأموران ارائه کرد. مدیر این مجموعه به مالک خودرو و مأموران گفت که این وسیله نقلیه را مردی جوان به نام «امیرحسین» از صبح تا شب از ما کرایه کرده و خودرو در اختیار او بوده است. یکی از کارکنان این شرکت که در حال بررسی مدارک مشتری بود، یک باره گفت: «امیرحسین پس از بازگرداندن خودروی ساینا، از ما یک دستگاه خودروی پژو ۲۰۷ کرایه کرده است.» کارمند شرکت در ادامه با توجه به نصب ردیاب روی پژو ۲۰۷ مسیر طی شده توسط متهم را به مأموران نشان داد و آدرسی را که خودرو از یک ساعت قبل در آنجا پارک شده بود روی یک کاغذ نوشت.
تیم تحقیق با هماهنگی قضایی به آدرس مورد نظر در انتهای بولوار سرافرازان رفتند. پس از حضور مأموران، آنها خودروی موردنظر را در مقابل یک ساختمان چهارطبقه با هشت واحد مسکونی پیدا کردند. پس از فشار دادن زنگ بیشتر واحدهای این ساختمان، زنی جوان آیفون را برداشت.
مأموران از این زن که مدعی مالکیت این خودرو شده بود، خواستند برای جابه جا کردن خودرو به خیابان بیاید. زن پس از باز کردن در ساختمان، با مشاهده لباس فرم مأموران به یکباره شروع به داد و فریاد کرد. مأموران که میدانستند زن قصد دارد شوهرش را فراری دهد، با دستوری که از مقام قضایی داشتند، برای جلوگیری از فرار متهم با حفظ موازین شرعی و قانونی وارد ساختمان شدند. مأموران از طبقه اول تا چهارم بالا رفتند و سرانجام با مشاهده جاکفشی سرقتی از زن میان سال، واحد مسکونی متهم را پیدا کردند. هرچند متهم راه فراری نداشت، پس از مشاهده مأموران حاضر به تسلیم نبود.
پس از حضور مأموران در طبقه چهارم، درهای هفت واحد مسکونی باز شد و ساکنان ساختمان درباره جرائم همسایه شان به حدس و گمان مشغول بودند. پس از گذشت بیست دقیقه که متهم همه راههای فرار از ساختمان را بسته دید، با شنیدن آخرین هشدار پلیس در آپارتمان را باز و خودش را تسلیم کرد.
او در واکنش به این سؤال که چرا زودتر در را باز نکرده است، مدعی شد خوابش سنگین است. تیم تحقیق به بازرسی از مخفیگاه متهمی پرداخت که با بیهوش کردن زن میان سال اموالش را سرقت و زن را رها کرده بود.
مأموران در جریان بازرسی علاوه بر جاکفشی، گوشی زن میان سال را کشف کردند. با وجود کشف این اقلام، متهم همچنان منکر هرگونه جرمی میشد، موضوعی که ادامه داشت تا اینکه پس از انتقالش به مقر پلیس، با زن میان سال و مستندات پلیس مواجه شد.
متهم که دیگر راهی برای انکار نداشت، سرش را پایین انداخت و گفت: «آن روز من یک دستگاه خودروی ساینا کرایه کردم و برای انجام کاری به گلبهار رفتم. حین بازگشت از گلبهار این زن و دو مسافر دیگر را سوار کردم. وقتی به نزدیکی مشهد رسیدیم، مسافرانم از خودرو پیاده شدند. از زن پرسیدم کجا میرود. من وقتی زن را رساندم، با مشاهده جاکفشی و طلاهای زن نقشه سرقت را کشیدم. در مسیر بازگشت دو آب میوه خریدم و در داخل یکی از آنها مقداری قرص خواب آور ریختم. پس از بیهوش شدن زن، مدتی بی هدف گشتم تا او را در محدوده بولوار فرودگاه و یک موقعیت خلوت بیرون انداختم.»
متهم در ادامه با معرفی یک ما ل خر ادامه داد: «من مستقیم به شرکت کرایه خودرو رفتم و ساینای سفید را با یک پژو ۲۰۷ عوض کردم. بعد از آن هم طلاها را به یک مال خر فروختم و پولش را برای من کارت به کارت کرد. من واقعا نمیفهمیدم چه کار میکنم.»
متهم پس از تکمیل تحقیقات درباره این پرونده، روانه دادسرا شد، اما تحقیقات برای کشف جرائم احتمالی دیگر او ادامه دارد.
آخرین اخبار «حوادث خراسان رضوی» را در صفحه حوادث خراسان رضوی و حوادث مشهد حادثه 24 بخوانید.
صفحه اینستاگرام حادثه 24 را در اینجا دنبال کنید.